نوشته‌هایی با برچسب "ماه مهر"

بوی ماه مهر بوی ماه مهر

بوی ماه مهر. ماه مهر است و دلم مدرسه ای می خواهد. به بزرگی دل خسته این شاگردان با صفا مدرسه ای دور ز هر تجدیدی. همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستان. مکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی. تا در آن کودک دانش نشود سرگردان. یا معلم نکند بسته ده تایی را. تا سر برج دگر قرض برای مهمان. کاش می شد ننویسند به چشمی پر آب. کودکان بر دل خون پدر بابا نان. من نمی دانم اگر باز قطاری باشد. جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان. روبهک قالب ناچیز پنیری را باز. می رباید به فریب از نوک زاغی خوشخوان. مرده گاوی که دهد شیر به کوکب خانم. بر سر سفره او سر زده آید مهمان. فصل باران گهر

منتظر ماه مهر منتظر ماه مهر

منتظر ماه مهر. فاطمه شش ساله است. امسال می خواهد به مدرسه برود. مادرش او را در مدرسه ای که خواهر بزرگش فریده درس می خواند، ثبت نام کرده است. فریده به کلاس چهارم می رود و به فاطمه قول داده که توی مدرسه مواظبش باشد. فاطمه کوچولو مدرسه را خیلی دوست دارد. هر روز از مادرش می پرسد: مدرسه کی باز میشه؟ و مادر جواب می دهد: اول ماه مهر. فاطمه نمی داند ماه مهر کی می آِید. او منتظر است تا مامان و بابا و فریده بگویند ماه مهر آمده و می توانی به مدرسه بروی. دیروزبعدازظهر پدر فاطمه سر کار بود. مامان و فریده روزه بودند و خوابیدند. فاطمه خوابش نمی آمد

ماه خوب مهر ماه خوب مهر

اومد دوباره. ماه درس و مشق. ترانه و شعر. مدرسه باز شد. بچه ها شادند. پشت سر هم. یه صف می بندند. مدیر می گوید. سلام بچه ها. خوش آمدید باز. شما غنچه ها. شروع می شه درس. با صوت قرآن. پر میشه دل ها. از نور ایمان. می آد معلم. با یک سبد گل. مریم و میخک. نرگس و سنبل. آغاز می شه درس. با نام خدا. تا باشه لطفش. همیشه با ما. منبع: ماهنامه تیزهوشان. تنظیم: فهیمه امرالله.

ماه خوب مهر ماه خوب مهر

اومد دوباره. ماه درس و مشق. ترانه و شعر. مدرسه باز شد. بچه ها شادند. پشت سر هم. یه صف می بندند. مدیر می گوید. سلام بچه ها. خوش آمدید باز. شما غنچه ها. شروع می شه درس. با صوت قرآن. پر میشه دل ها. از نور ایمان. می آد معلم. با یک سبد گل. مریم و میخک. نرگس و سنبل. آغاز می شه درس. با نام خدا. تا باشه لطفش. همیشه با ما. منبع: ماهنامه تیزهوشان. تنظیم: فهیمه امرالله.

بوی ماه مهر بوی ماه مهر

بوی ماه مهر. ماه مهر است و دلم مدرسه ای می خواهد. به بزرگی دل خسته این شاگردان با صفا مدرسه ای دور ز هر تجدیدی. همه اش جمعه به تعطیلی یک تابستان. مکتبی کاش بسازیم در این نزدیکی. تا در آن کودک دانش نشود سرگردان. یا معلم نکند بسته ده تایی را. تا سر برج دگر قرض برای مهمان. کاش می شد ننویسند به چشمی پر آب. کودکان بر دل خون پدر بابا نان. من نمی دانم اگر باز قطاری باشد. جامه را مشعل مهری کند آیا دهقان. روبهک قالب ناچیز پنیری را باز. می رباید به فریب از نوک زاغی خوشخوان. مرده گاوی که دهد شیر به کوکب خانم. بر سر سفره او سر زده آید مهمان. فصل باران گهره

منتظر ماه مهر منتظر ماه مهر

منتظر ماه مهر. فاطمه شش ساله است. امسال می خواهد به مدرسه برود. مادرش او را در مدرسه ای که خواهر بزرگش فریده درس می خواند، ثبت نام کرده است. فریده به کلاس چهارم می رود و به فاطمه قول داده که توی مدرسه مواظبش باشد. فاطمه کوچولو مدرسه را خیلی دوست دارد. هر روز از مادرش می پرسد: مدرسه کی باز میشه؟ و مادر جواب می دهد: اول ماه مهر. فاطمه نمی داند ماه مهر کی می آِید. او منتظر است تا مامان و بابا و فریده بگویند ماه مهر آمده و می توانی به مدرسه بروی. دیروزبعدازظهر پدر فاطمه سر کار بود. مامان و فریده روزه بودند و خوابیدند. فاطمه خوابش نمی آمد و

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه