نوشته‌هایی با برچسب "توپ بازی"

توپ بازی در کوچه توپ بازی در کوچه

توپ بازی در کوچه. در قسمت قبل خواندید دو برادر به نام حمید و حامد به توپ بازی علاقه زیادی داشتند و حمید از هر فرصتی برای بازی استفاده می کرد تا اینکه یک روز مادر از آنها خواست از خانه بیرون نروند، ولی بعد از رفتن مادر،حمید با اصرار برادرش را راضی کرد که برای فوتبال به کوچه بروند. آنها به سراغ دوستشان رفتند ولی مادر سهراب با بازی پسرش در کوچه مخالفت کرد و اینک ادامه داستان. حامد وقتی حرف های مادر سهراب را شنید به برادرش گفت:. ـ دیدی مامان سهراب چی گفت او هم حرفهای مامان را زد بیا به خانه برگردیم. حمید گفت:. ـ تو خیلی ترسو هستی. حالاکه هیچ کس

توپ بازی خوشمزه توپ بازی خوشمزه

به گزارش سرویس کودک جام نیوز، هندوانه ای بود که گِرد بود. روی تنش خط خطی بود. اندازه ی یک توپ بود. یک روز هندوانه قل خورد و رفت رسید به گربه. هندوانه به گربه گفت: « بیا با من توپ بازی کن! » گربه خنده اش گرفت. گفت: « تو که توپ نیستی. » هندوانه قل خورد و رفت رسید به خرگوش. به خرگوش گفت: « بیا با من توپ بازی کن! » خرگوش کفت: « تو توپ نیستی که. » هندوانه باز هم قل خورد و رسید به کره الاغ. به او گفت: « من توپم. بیا با من بازی کن! » کره الاغ که خیلی توپ بازی دوست داشت یک شوت محکم زد به هندوانه. هندوانه بلند شد و محکم به درخت خورد و از وسط نص

توپ بازی در کوچه توپ بازی در کوچه

در قسمت قبل خواندید دو برادر به نام حمید و حامد به توپ بازی علاقه زیادی داشتند و حمید از هر فرصتی برای بازی استفاده می کرد تا اینکه یک روز مادر از آنها خواست از خانه بیرون نروند، ولی بعد از رفتن مادر،حمید با اصرار برادرش را راضی کرد که برای فوتبال به کوچه بروند. آنها به سراغ دوستشان رفتند ولی مادر سهراب با بازی پسرش در کوچه مخالفت کرد و اینک ادامه داستان. حامد وقتی حرف های مادر سهراب را شنید به برادرش گفت:. ـ دیدی مامان سهراب چی گفت او هم حرفهای مامان را زد بیا به خانه برگردیم. حمید گفت:. ـ تو خیلی ترسو هستی. حالاکه هیچ کس حاضر نیست در کوچه ب

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه