با من آشنا شو

دونه دونه مفید

دونه دونه مفید. سلام دوستای خوبم!. حتما منو می شناسید. همه بچه ها منو دوست دارن، منم شما رو خیلی دوس دارم و مواظب سلامتی تون هستم. من یکی از میوه های مقوی و بسیار لذیذی هستم که خیلی مفیدم. از برگ و هسته من هم می تونید استفاده کنین!. حتما تا حالا مادر مهربونتون با برگ های سبزم براتون دلمه درست کرده. من یکی از میوه های شیرین و بسیار مقوی در جمع میوه ها هستم که گاهی سبزم و گاهی قرمز، حتی گاهی حبه های ریزی دارم و گاهی درشت. من یکی از میوه های قدیمی ایران هستم. اسم های مختلفی دارم، یاقوتی، عسگری، بی دانه، ریش بابا، انگور سیاه، صاحبی و . البته ش

ادامه مطلب ...
دونه دونه مفید

دونه دونه مفید. سلام دوستای خوبم!. حتما منو می شناسید. همه بچه ها منو دوست دارن، منم شما رو خیلی دوس دارم و مواظب سلامتی تون هستم. من یکی از میوه های مقوی و بسیار لذیذی هستم که خیلی مفیدم. از برگ و هسته من هم می تونید استفاده کنین!. حتما تا حالا مادر مهربونتون با برگ های سبزم براتون دلمه درست کرده. من یکی از میوه های شیرین و بسیار مقوی در جمع میوه ها هستم که گاهی سبزم و گاهی قرمز، حتی گاهی حبه های ریزی دارم و گاهی درشت. من یکی از میوه های قدیمی ایران هستم. اسم های مختلفی دارم، یاقوتی، عسگری، بی دانه، ریش بابا، انگور سیاه، صاحبی و . البته ش

ادامه مطلب ...
ماهی قرمز

ماهی قرمز(طلایی). سلام، سلام آی بچه ها!. شکوفه ها و غنچه ها!. به من می گن ماهی طلا، زرنگم و ناز و بلا، گاهی می گن ماهی گلی ناز و قشنگ و تپلی. خیلی صبور و آرومم، تو آب سرد خوب می مونم. حوض باشه یا تنگ بلور، دریاچه یا چشمه و رود، فرقی نداره می تونم، سالم و شاداب بمونم. پوست تنم رنگ و وارنگ، روی تنم پر از پولک. شش ندارم مثل تو، ولی دو آبشش دارم. اینطوری من توی آب دارم نفس می کشم. دو چشم گرد و مشکی اما نداره پلکی، باله دارم سه چارتا، دم نگو چتر زیبا، اگه می خوای همیشه کنار من بمونی، بشی یه دوست جونی، گوش بده حرفام رو خوب، جواب بده خیلی زود؟. خ

ادامه مطلب ...
ماهی قرمز

ماهی قرمز(طلایی). سلام، سلام آی بچه ها!. شکوفه ها و غنچه ها!. به من می گن ماهی طلا، زرنگم و ناز و بلا، گاهی می گن ماهی گلی ناز و قشنگ و تپلی. خیلی صبور و آرومم، تو آب سرد خوب می مونم. حوض باشه یا تنگ بلور، دریاچه یا چشمه و رود، فرقی نداره می تونم، سالم و شاداب بمونم. پوست تنم رنگ و وارنگ، روی تنم پر از پولک. شش ندارم مثل تو، ولی دو آبشش دارم. اینطوری من توی آب دارم نفس می کشم. دو چشم گرد و مشکی اما نداره پلکی، باله دارم سه چارتا، دم نگو چتر زیبا، اگه می خوای همیشه کنار من بمونی، بشی یه دوست جونی، گوش بده حرفام رو خوب، جواب بده خیلی زود؟. خ

ادامه مطلب ...
گرد و تپلم

گرد و تپلم. یک میوه پائیزی و خوشمزه ام. گرد و تپلم، درختی ام، یعنی روی درخت خونه دارم. شیرین و آبدارم. برای خیلی از بیماری ها مثل سرما خوردگی مفیدم. رنگ تنم لیمویی و زرده!. آفرین گلم، من لیموشیرین هستم. با خوردن من دیگه تشنه نمی شید و بدنتون کم آب نمی شه. من و لیمو ترش با هم خواهر و برادریم و با نارنگی، پرتقال،نارنج و بالنگ باهم از یه خانواده هستیم. به خاطر ویتامینی که داریم شمارو قوی و پر زور می کنیم تا زود سرما نخورین! من شیرین و خوشمزه ام و سم بدن رو از بین می برم و دشمن سرسخته عفونت هستم. درسته لیمو ترش خیلی ترشه، اما از استخوان های شما

ادامه مطلب ...
گرد و تپلم

گرد و تپلم. یک میوه پائیزی و خوشمزه ام. گرد و تپلم، درختی ام، یعنی روی درخت خونه دارم. شیرین و آبدارم. برای خیلی از بیماری ها مثل سرما خوردگی مفیدم. رنگ تنم لیمویی و زرده!. آفرین گلم، من لیموشیرین هستم. با خوردن من دیگه تشنه نمی شید و بدنتون کم آب نمی شه. من و لیمو ترش با هم خواهر و برادریم و با نارنگی، پرتقال،نارنج و بالنگ باهم از یه خانواده هستیم. به خاطر ویتامینی که داریم شمارو قوی و پر زور می کنیم تا زود سرما نخورین! من شیرین و خوشمزه ام و سم بدن رو از بین می برم و دشمن سرسخته عفونت هستم. درسته لیمو ترش خیلی ترشه، اما از استخوان های شما

ادامه مطلب ...
ما حیوونی مفیدیم

ما حیوونی مفیدیم. سلام گل های مهربون، شکوفه های خوش زبون، می دونی که چی هستم؟. اسمم چیه؟ کی هستم؟. مهربونم، باهوشم. شیرین و بازیگوشم. دو گوش دارم دوتا چَشم، روی تنم پر از پشم، چهارتا پا دارم و سم، گاهی دو شاخ و یک دم. خونم کجاس تو گله، گله کجاست تو دره، تو دشت و توی صحرا، تو مزرعه تو روستا!. غلط می زنم رو سبزه، رو یونجه های تازه، علفخوارم عزیزم، خوشمزه و لذیذم، دشمن من پلنگه، گرگ بزرگ و گنده، سگا با ما رفیقن، محافظن، دقیقا،ما حیوونی مفیدیم، بهت هدیه می دیم. شیر، کره،ماست و پنیر، خامه و گوشت و سرشیر، بستنی دوغ تازه، دهنارو آب می ندازه. پشم منو

ادامه مطلب ...
ما حیوونی مفیدیم

ما حیوونی مفیدیم. سلام گل های مهربون، شکوفه های خوش زبون، می دونی که چی هستم؟. اسمم چیه؟ کی هستم؟. مهربونم، باهوشم. شیرین و بازیگوشم. دو گوش دارم دوتا چَشم، روی تنم پر از پشم، چهارتا پا دارم و سم، گاهی دو شاخ و یک دم. خونم کجاس تو گله، گله کجاست تو دره، تو دشت و توی صحرا، تو مزرعه تو روستا!. غلط می زنم رو سبزه، رو یونجه های تازه، علفخوارم عزیزم، خوشمزه و لذیذم، دشمن من پلنگه، گرگ بزرگ و گنده، سگا با ما رفیقن، محافظن، دقیقا،ما حیوونی مفیدیم، بهت هدیه می دیم. شیر، کره،ماست و پنیر، خامه و گوشت و سرشیر، بستنی دوغ تازه، دهنارو آب می ندازه. پشم منو

ادامه مطلب ...
کوالا

کوالا. سر بزرگی دارم، گوشای گردی دارم. سلام سلام بچه ها!. شکوفه های زیبا! کی می دونه چی هستم؟. که این بالا نشستم. سر بزرگی دارم،گوشای گردی دارم، چاقم و تنبل و کند، تنم پر از مو و کرک،خیلی کوچیکه دمم، پنجه ها تیز و محکم. هرپنجه پنج تا انگشت، دو شصت و سه تا انگشت. خونم کجاس؟ تو جنگل. غذام چیه؟ شاخ و برگ. باخرس ها فامیل هستم، صبح تا غروب نشستم. دست و پاهام کوتاهه، چشمای من سیاهه. خیلی صبور و کندم، تنبل از رو بردم. کیسه دارم روی شکم، راه می رم آروم و کم. رنگ تنم خاکستری یا قهوه ای، یا نقره ای. نگاه بکن این بالا! . بله، منم کوالا !. koodak@teb

ادامه مطلب ...
کوالا

کوالا. سر بزرگی دارم، گوشای گردی دارم. سلام سلام بچه ها!. شکوفه های زیبا! کی می دونه چی هستم؟. که این بالا نشستم. سر بزرگی دارم،گوشای گردی دارم، چاقم و تنبل و کند، تنم پر از مو و کرک،خیلی کوچیکه دمم، پنجه ها تیز و محکم. هرپنجه پنج تا انگشت، دو شصت و سه تا انگشت. خونم کجاس؟ تو جنگل. غذام چیه؟ شاخ و برگ. باخرس ها فامیل هستم، صبح تا غروب نشستم. دست و پاهام کوتاهه، چشمای من سیاهه. خیلی صبور و کندم، تنبل از رو بردم. کیسه دارم روی شکم، راه می رم آروم و کم. رنگ تنم خاکستری یا قهوه ای، یا نقره ای. نگاه بکن این بالا! . بله، منم کوالا !. koodak@teb

ادامه مطلب ...
من ماه اسفند هستم

من ماه اسفند هستم. من ماه اسفند هستم؛ آخرین ماه از سال. وقتی من می‌آیم، همه خوش‌حال و خندان می‌شوند؛ چون بعد از من بهار می‌آید و سال جدید شروع می‌شود. روز احسان و نیکوکاری دیگر چیزی به عید نوروز نمانده است. همه در حال خریدن لباس نو هستند؛ اما بعضی‌ها هستند که نمی‌توانند لباس نو داشته باشند. تو می‌توانی کار بزرگی بکنی. می‌توانی مقداری از پول خودت را برای این دوستان در نظر بگیری تا آن‌ها هم شاد شوند و دعایت کنند. قطره قطره جمع می‌شود و از همین قطره‌ها دریایی از مهربانی و محبت به وجود می‌آید. 14 اسفند روز احسان و نیکوکاری است. پس سعی برای ا

ماه اسفند

ادامه مطلب ...
مبعث چه روزی است؟

مبعث چه روزی است؟. بعثت یعنی انتخاب شدن، به همین علت می گوییم که حضرت محمد (ص) به پیامبری مبعوث شدند. مبعث به روزی می گویند که حضرت محمد (ص) در 27 رجب سال 13 پیش از هجرت ( یعنی زمانی که پیامبر (ص) در مکه بودند و هنوز به مدینه نرفته بودند) در مکه برای پیامبری مردم انتخاب شدند. حضرت محمد (ص) آخرین پیامبری بود که از طرف خداوند انتخاب شد و بعد از او دیگر هیچ پیامبری نیامده است. زمانی که حضرت محمد (ص) برای پیامبری انتخاب شدند چهل سال داشتند و در شهر مکه زندگی می کردند. پیامبر (ص) در غار حرا به پیامبری مبعوث شدند. غار حرا در یکی از کوه های اطراف شهر

مبعث چه روزی است

ادامه مطلب ...
معنی بیعت رو میدونی؟

معنی بیعت رو میدونی؟. علی رضا، مشغول مطالعه یک کتاب خوب و تاریخی درباره امام حسین علیه السلام بود. در یک صفحه از کتاب نوشته شده بود: چون امام حسین علیه السلام با یزید بیعت نکردند، دشمنان او را شهید کردند». کلمه بیعت برای علی رضا آشنا نبود. به همین دلیل، از پدرش معنای بیعت را پرسید. بابای علی رضا گفت: "ببین پسرم! بیعت یعنی این که کسی حاضر به همکاری با کس دیگری باشد و برای این همکاری، با او پیمان ببندد. یزید می خواست رهبر مسلمانان شود و برای این کار، لازم بود تا مردم او را قبول کنند و با او پیمان و قول همکاری بدهند. امام حسین علیه السلام که ر

ادامه مطلب ...
میدونی اربعین چه روزی است؟

میدونی اربعین چه روزی است؟. مدت ها از واقعه عاشورا می گذشت و یزید، که دشمن دین خدا بود، دستور داد تا اُسرای کربلا را به مدینه ببرند. برای همین یکی از سربازانش را مأمور کرد تا اسرا را به مدینه برسونه. حضرت زینب علیهاالسلام که در بین اسرا بود، از اون مأمور درخواست کرد تا اون ها رو به کربلا ببره تا حضرت زینب و بقیه اهل بیت، بتونن مرقد پاک امام حسین علیه السلام و یارانش رو زیارت کنن. اون مأمور هم قبول کرد و اون ها روز چهلم، یعنی اربعین به کربلا رسیدن. پس بچه ها، اربعین روزیه که حضرت زینب و دیگر اسیران بعد از چهل روز که از عاشورا می گذشت، دوباره به

اربعین چه روزی است اربعین 92 چه روزی است

ادامه مطلب ...
یک جفت کفش

یک جفت کفش. سلام. اسم من کفش است. ما همیشه دو تاییم و شبیه به هم هستیم. یک لنگه برای پای چپ و یک لنگه برای پای راست. اگر لنگه ها را اشتباه بپوشید ممکن است زمین بخورید. ما شکل ها و رنگ های مختلفی داریم. بعضی هامون رو بچه ها و بعضی هامون رو خانم ها و بعضی های دیگه رو آقایون می پوشند. از ما در جاهای مختلفی استفاده می شود:. مثلاً اگر شما بخواهید ورزش کنید باید کفش مخصوص ورزش رو به پا کنید. یا اگر می خواهید به مهمانی بروید کفش های مهمانی تون رو بپوشید. برای مدرسه و سر کار هم می توانید از کفش های مناسب استفاده کنید. چون پاها قلب دوم آدم هاست بهتر

جفت کفش 320 جفت کفش

ادامه مطلب ...
من یک رود بزرگ هستم

من یک رود بزرگ هستم. اسم من نیل است. من یک رود بزرگ هستم. می خواهم برایتان ماجرای حضرت موسی (ع) را تعریف کنم. او پیامبر بزرگ خدا بود. می خواست همه ی مردمان زمانش را به خداپرستی دعوت کند. پادشاه زمان او «فرعون» بود. فرعون می گفت:«من خدا هستم و همه باید مرا بپرستند. » حضرت موسی(ع) و یارانش با او مبارزه کردند. فرعون بسیاری از آن ها را به زندان انداخت یا از بین برد. تا این که بعد از سال ها تحمل سختی، خداوند به حضرت موسی(ع) و یارانش فرمود تا از آن سرزمین کوچ کنند. فرعون و سربازانش هم پشت سر آن ها راه افتادند، تا آن ها را نابود کنند. مردان خدا

ادامه مطلب ...
روزی به نام مادر

روزی به نام مادر. سلام دوستان عزیز و کوچولوی من. امروز روز مادر است. آیا شما می دانید چرا به این روز، روز مادر یا روز زن می گویند؟. اگر هم نمی دانید اشکالی ندارد. من خودم برای شما توضیح می دهم. دوستان کوچولوی من، سال ها پیش حضرت خدیجه (س) دختری را به دنیا آورد که نامش حضرت فاطمه (س) بود. او دختر حضرت محمد (ص) و همسر حضرت علی(ع) است. نام فرزندانش امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و حضرت زینب (س) است. او دختر بسیار خوبی برای پدرش بود و به او ام ابیها یعنی مادر پدر هم می گفتند. همسرش حضرت علی (ع) بسیار از او راضی بود و او را بسیار دوست می داشت. حضرت

روزی مادر

ادامه مطلب ...
نمایشگاه کتاب کجاست؟

نمایشگاه کتاب کجاست؟. احمد و ریحانه خواهر برادر هستن. احمد کلاس پنجم و خواهرش ریحانه هنوز مدرسه نمیره و پنج سالشه. احمد با پدرش قرار گذاشته بودن که هر وقت نمایشگاه کتاب شروع شد با هم به نمایشگاه برن. روزی که می خواستن برن نمایشگاه پدر ریحانه به اون هم گفت که با هاشون بره اما ریحانه نمی دونست نمایشگاه چه جور جاییه و از پدرش خواست تا براش بگه نمایشگاه کجاست و اون جا چه کاری انجام میدن. پدر ریحانه گفت که نمایشگاه به جایی میگن که در اون چیزهایی رو که شبیه هم هستند قرار میدن تا مردم اون ها رو ببینن. مثل نمایشگاه گل و گیاه یا نمایشگاه مواد غذایی و

نمایشگ��ه کتاب نمایشگاه کتاب کجاست

ادامه مطلب ...
ساعتِ وقت شناس

سلام. من یک وسیله ی مهم هستم. چون همه ی آدم ها در طول روز به من احتیاج پیدا می کنند. شاید بپرسید چه احتیاجی ؟. آن ها به کمک من می فهمند چه موقعی از روز است. اسم من ساعت است. من دارای 12 شماره و 3 عقربه هستم. یکی از عقربه های من ساعت و یکی دیگر دقیقه و دیگری ثانیه را نشان می دهد. ما شکل ها و انواع مختلفی داریم. بعضی از ما ساعت ها کوکی هستیم. یعنی ما را روی ساعت خاصی کوک می کنند و بعد ما در آن ساعت خاص زنگ می زنیم. مثلاً شما باید ساعت 7 صبح بیدار شوید تا به مدرسه بروید. شما قبل از خواب مرا روی ساعت 7 کوک می کنید و من شما را سر ساعت 7 بیدا

ادامه مطلب ...
ماه شعبان

ماه شعبان. هرسال قمری دوازده ماه دارد و من یکی از این ماه های قمری هستم که جشن ها و عیدهای زیادی در من وجود دارد. وقتی من شروع می شوم در روزهای سوم، چهارم و پنجمم سه عید بزرگ را دارم. ولادت امام حسین(ع)، ولادت حضرت ابوالفضل (ع) و ولادت امام سجاد (ع). من ماهی هستم که از اول تا پایانم هیچ روز شهادت یا وفاتی در من وجو ندارد. وقتی من به نیمه می رسم یکی از بزگترین عیدهای مسلمانان است که مردم این روز را جشن می گیرند. این روز که نیمه شعبان است روز ولادت آخرین امام شیعیان امام زمان (عج) است. من آخرین ماهی هستم که قبل از ماه رمضان قرار دارد، به خاطر ه

ماه شعبان

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه