نگذاریم بازی ها فراموش شوند. (3). بچه های این دور و زمانه یا از دیوار راست بالا می روند یا دیوار نرم افزاری رایانه ها را می شکنند. به جای دویدن و بازی کردن، مدام کلیک می کنند. حالا بیایید سری بزنیم به وقت های خالی بچه های قدیم. زمانی که سه ماه تعطیلی معنی نداشت یا اگر داشت کسی به سراغ کلاس ژیمناستیک و فیلمبرداری و کارگاه قصه نویسی نمی رفت. بازی کامپیوتری هم که اصلاً. بچه ها توی کوچه های خاکی که اغلب به بیابان و تپه های وسیع می رسید، بازی می کردند. بازی هایی که تمام خرجش یک تکه چوب یا سنگ ...

نگذاریم بازی ها فراموش شوند.(3)

نگذاریم بازی¬ها فراموش شوند.(3)

بچه های این دور و زمانه یا از دیوار راست بالا می روند یا دیوار نرم افزاری رایانه ها را می شکنند. به جای دویدن و بازی کردن، مدام کلیک می کنند. حالا بیایید سری بزنیم به وقت های خالی بچه های قدیم.

زمانی که سه ماه تعطیلی معنی نداشت یا اگر داشت کسی به سراغ کلاس ژیمناستیک و فیلمبرداری و کارگاه قصه نویسی نمی رفت. بازی کامپیوتری هم که اصلاً.

بچه ها توی کوچه های خاکی که اغلب به بیابان و تپه های وسیع می رسید، بازی می کردند. بازی هایی که تمام خرجش یک تکه چوب یا سنگ، پارچه های کهنه و خلاصه چیزهای دور ریختنی خانه بود. اگر به گفته های من شک دارید نام چند بازی و روش اجرای آن ها را بخوانید تا مطمئن شوید.

خرس وسط

این بازی به صورت گروهی انجام می شود. در این بازی یک نفر باید به عنوان خرس معرفی شود. همه دور هم می ایستند و تک می آورند. هر کس که تک آورد باید به عنوان خرس در وسط بایستد.

بقیه هم به دو دسته تقسیم می شوند و هر دسته در یک طرف خرس می ایستد. تک تک باید توپ را پرتاب کنند و خرس باید سعی کند که توپ را بگیرد. خرس توپ هر کسی را که گرفت، او باید به عنوان خرس در وسط بایستد و همین طور بازی ادامه پیدا می کند.

عمو زنجیر باف

در این بازی چند نفر باید دستان هم را در دست بگیرند تا دایره ای بسازند. این بازی معمولاً توسط بچه های کوچک تر اجرا می شود. بچه ها با هم می چرخند و یک نفر این شعر را می خواند و بقیه باید به او جواب بدهند:« عمو زنجیر باف» «بله» «زنجیرِ منو بافتی؟» «بله» « پشت کوه انداختی؟» «بله» «بابا اومده» «چی چی آورده» «نخودچی کشمش» «با صدای چی؟»

آن کسی که شعر را می خواند نام یک حیوان را می برد، مثلاً کلاغ و بقیه صدای کلاغ را درمی آورند. «قار قار، قار قار»

بالا بلندی

در این بازی هم یک نفر باید به عنوان گرگ معرفی شود. باز هم باید هر کسی که تک بیاورد نسبت به بقیه یا با کشیدن قرعه گرگ معرفی می شود. گرگ باید سعی کند بقیه را بگیرد. اعضای بازی باید وقتی گرگ به آن ها نزدیک شد، در یک جایی بالاتر از زمین بایستد تا گرگ نتواند او را بگیرد.

وقتی که گرگ از او دور شد می تواند از سطح بالاتر از زمین پایین بیاید و بازی را ادامه بدهد. گرگ هر کدام از اعضای بازی را که بگیرد. او می سوزد و باید جای گرگ را بگیرد و همین طور بازی ادامه پیدا می کند.

 در گوشی

در این بازی همه ی بچه ها در یک صف می نشینند و نفر اول صف باید یک کلمه را انتخاب کند و به صورت تند، درِ گوش بغل دستی اش بگوید، نفر بعد باید یک کلمه به کلمه قبل اضافه کند و او هم به صورت تند درِ گوش نفر بعدی بگوید، همین طور بازی ادامه پیدا می کند تا این که به نفر آخر می رسد، نفر آخر باید جمله ای را که شنیده است بگوید.

نفر آخر اگر جمله را درست گفت که بازی ادامه پیدا می کند، اگر جمله درست گفته نشده بود باید تک تک برگردند عقب و بپرسند که هر کسی چه کلمه ای را شنیده است، هر کسی که کلمه را غلط شنیده بود می سوزد و از بازی حذف می شود و همین طور بازی ادامه پیدا می کند. 

 نگذاریم بازی ها فراموش شوند.(3) - تصویر 2

koodak@tebyan.com

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه