نقش الگوسازی در تربیت کودکان

 نقش الگوسازی در تربیت کودکان

 

نویسنده: جعفر شیخ الاسلامی




 

ضرورت و اهمیت تربیت

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله:

«ادّبوا اولادکم فانّکم مسئولون»
فرزندان خود را تربیت نمایید زیرا در برابر آنان مسئولیت بس بزرگی دارید.

فرمایش امام سجاد علیه السلام به فرزندان خود

حضرت سجاد علیه السلام به فرزندان خود نصیحت می کرد و می فرمود:
از دروغ کوچک، بزرگ، جدی یا شوخی پرهیز نمایید و پیرامون آن نگردید زیرا آدمی وقتی دروغ کوچک گفت جرأت پیدا می کند تا دروغ بزرگ بگوید.
1- پیش از آنکه گمراهان و مغرضان نوجوانان شما را منحرف سازند و آنها را از دست شما بربایند به ایشان حدیث و مطالب مفید و آموزنده یاد دهید.
2- در تربیت اسلامی توصیه شده که محیط را از هرگونه بدآموزی و انحراف دور کنید. بدین سان در محیط خانه، مدرسه و اجتماع بدآموزی و انحراف نیست. به عبارت دیگر عامل تربیتی و اجتماعی همدیگر را خنثی نمی کنند.
3- در خانواده اختلاف و دوگانگی بوجود نیاورید چرا که در خانواده هایی که اختلاف و دوگانگی بوجود می آید کودکان در انتخاب راه صحیح و درست دچار اشتباه شده و نخواهند فهمید که روش پدر درست است یا روش مادر.
4- بدانید که عاطفه زیاد نسبت به جوان، راندن و دور نگهداشتن او از خود، انحرافات پدر، نزاع و اختلاف والدین، حمایت بیش از حد مادر و تسلط بیش از حد پدر، محرومیتهای عاطفی در دوران شیرخوارگی، کمبود محبت، فقدان یا غیبت های طولانی پدر و مادر موجب اعتیاد نوجوانان و جوانان می شوند.
5- فرزندان خود (نوجوانان) را با زیانهای فردی و خانوادگی و اجتماعی اعتیاد به مواد مخدر آشنا سازید سپس با صراحت و قاطعیت، اعتیاد به مواد مخدر را محکوم کنید.
6- در مواردی برای غلبه کودک بر ترس، سعی داشته باشید زمینه سازیهای لازم را بوجود بیاورید که در سایه آن کودک دل و جرأت داشته باشد.
7- در مواردی او را با کودک نترس رفیق کنید که با او بازی کند با گربه ای بازی کند و با هم در اتاق تاریکی قدم بزنند و یا زمانی اسباب بازی جالبی را در اتاق نیمه تاریک قرار دهید و از او بخواهید آن را پیدا کند تا ترس کودک بتدریج از بین برود.
8- در مواردی مانند ترسهای غیرعادی، ترسهای شدید و ممتد، تأثیرپذیریهای فوق العاده، ترسهای همراه با هیجانات شدید مخصوصاً در سنین چهار و پنج سالگی و بالاخره در مواردی که شما نمی توانید او را درمان کنید به پزشک مراجعه فرمایید.
9- اگر بپذیرید که بسیاری از ترسها از طریق شرطی شدن پدید آمده اند، این فرض هم درست است که از طریق شدن یا شرطی کردن جدید هم می توانید ریشه ترس را از کودک بزدایید.
10- کودک را وادارید که خود، خویشتن را مورد تلقین قرار دهد با خود حرف بزند و برای خود دلیل درست کند و با استدلال خود را قانع کند و دلایل ترس را از خود بپرسد.
11- از فنون مهم در درمان و یا لااقل تخفیف و کاهش ترس این است که ابهت مسأله را (ترس) در برابر او بشکنید و سعی کنید که او موضوع ترس را در ذهن خود مهم به حساب نیاورد.
12- در مواردی که از چیزی مثلاً حیوان، ماشین آتش نشانی، تاریکی و غیره می ترسد او را دلداری دهید.
13- توجه کنید که این هم خطای دیگری است که بخواهید از طریق تحقیر کردن و پست شمردن کودک، او را درمان کنید. بررسیها نشان داده است که تحقیرها مسأله کودک را حل نمی کنند، بلکه حتی ممکن است ترس او را شدیدتر کنند و عامل بیماری دیگری مانند کمرویی شوند.
14- سعی کنید از اعمال زور پرهیز کنید. روشهای خشن و تکان دهنده نمی توانند ترس را اصلاح کنند، بلکه حتی ممکن است کودک در اثر ترس از پدر حاضر شود آن ترس را نادیده بگیرد ولی واقعیت این است که ریشه آن نمی خشکد و کاملاً از بین نمی رود، بلکه ترس اول پنهان شده و ترس دومی بر آن افزوده می شود که شامل ترس از استبداد و خشونت مربی است.
15- کودک خود را نترسانید چرا که ترساندن کودک بدان حد که زمینه را برای فریب و حیله او فراهم نماید یک گناه تربیتی است.
16- برای اینکه کودک شما به رشد شخصیتی مطلوب دست یابد نباید در اداره کلاس یا امور خانه بصورت دیکتاتور عمل کنید، زیرا در اینصورت احتیاجات اساسی روانی بچه ها مثل احتیاج به محبت، احتیاج به رشد شخصیت اجتماعی و بستگی به گروه، احتیاج به ابراز عقاید و نظریات خود تأمین نمی گردد و این وضع عوامل و موجبات ترس را فراهم می کند.
17- فرزندان خود را از اشیاء‌ و موهومات نترسانید زیرا این گونه ترسها در محیط و مقامهای خاص باعث اضطراب شدید می شود و این عامل خود در ایجاد لکنت زبان بسیار مؤثر است.
18- برای شناسایی ترسهای رشدی یا مرضی در کودکان باید به سن کودک، شدت ترس و عوامل ایجاد کننده ترس توجه کنید.
19- کوشش کنید ترس را که باعث بوجود آمدن بسیاری از مفاسد می باشد از کودکانتان دور کنید.
20- از ترساندن بیجای کودکان خودداری کنید زیرا بسیاری از بیماریهای روانی اطفال بر اثر ترساندن یا کتک زدن و ارعابهای بیجا، در کودک پیدا می شود.
21- از عوامل ترس برای بازداشتن روح کودک از بعضی طغیانها استفاده کنید.
22- هرگز نگذارید خطری در کودک پا بگیرد و یا ترس بر او مسلط شود. اگر احیاناً چنین خطری برای کودک پدید آمد هرچه زودتر باید آن را از ذهن و روان کودک ریشه کن کنید.
23- با ذکر موعظه و پند، کودک خود را از ترس نجات دهید و لازم است فکر او را در مواردی بسیار به اموری مشغول کنید تا او فرصت ترسیدن نداشته باشد در این راه سعی کنید کارهای مورد علاقه اش را دراختیارش بگذارید.
24- محیط زندگی کودک را امن کنید بگونه ای که خود را در محیطی امن احساس کند و آزادانه به ادامه زندگی متعادلش بپردازد.
25- به کودک اطمینان دهید که از او حمایت خواهید کرد و اگر در زندگی و در جریان برخوردها دشواری برای او پدید آمد به کمکش خواهید شتافت و بر این اساس حساسیت و نگرانی او را نیز از بین ببرید.
26- سعی کنید که از ترساندن بچه ها خودداری شود چون باعث ضعف نفس و سست ارادگی و زیانهای جبران ناپذیری در جسم و روح کودکان ایجاد می شود.
27- طفل از انگیزه و محرکی که سبب ترس او شده وحشت دارد. دقت کنید که نخستین عامل ترس را از نظر او دور بدارید و سپس درصدد اصلاح و درمان آن باشید و آنگاه بتدریج ظرف چند روز فکر او را بازسازی کنید.
28- اگر در صدد ایجاد رابطه با کودک برای از بین بردن ترس او هستید سعی کنید در ذهن کودک قدرتمند باشید. طوری که کودک شما را فردی قدرتمند و با اراده بیابد.
29- باید توجه داشته باشید که روبرو کردن کودک با موقعیت ترس آور باید قدم به قدم و تدریجی باشد کودک باید در هر مرحله بر ترس خود غلبه کند بعد او را وارد مرحله دیگر کنید.
30- کودکان خود را تشویق کنید تا علت ترس خود را برای شما روشن کنند.
31- هیچگاه از مرگ خودتان با او صحبت نکنید زیرا اسباب وحشت او می شود.
32- فردی را که مضطرب و در حال درمان است از همه گونه تهییجات برکنار کنید و در همه موارد فشار و ناراحتی، او را مورد نوازش قرار دهید تا احساس کند همدم و همراهی برای او وجود دارد.
33- برای پیشگیری از اضطراب، نشاط کافی را برای کودک فراهم کنید بگونه ای که اخمو، بدبین و ناراضی نباشد و درباره ی هر مسأله ای دچار وسواس و تردید نگردد و خود را فردی نیابد که مورد طرد و رد است و والدین او آن چنان که باید او را تحویل نگرفته و نمی پذیرند.
34- از زندگی انفرادی و گوشه گیری کودک جلوگیری کنید که این خود منجر به افسردگی و ناراحتی و اضطراب می شود.
35- محیط زندگی کودک مضطرب را امن کنید و کلیه عواملی را که در تشویق و اضطراب فرد اثر می گذارند از بین ببرید. اگر در خانه اندوهی ناشی از اختلافات زن و شوهر باشد به خاطر کودک هم که شده آن را رفع کنید.
36- برای پیشگیری از اضطراب می توانید از راه ایجاد رشد و تقویت جنبه دفاعی استفاده کنید. مثلاً بیش از تهدید یا تحقیر طفل، او را تشویق کنید.
37- توجه داشته باشید از هیچ موقعیتی نباید آنان را بترسانید.
38- پیش از آنکه آمادگی کاری را پیدا نکنند آنان را به انجام آن وادار نسازید تا دچار ترس و دلهره نشوند.
39- هیچگاه کودکان ترسو را توبیخ و مسخره ننمایید.
40- به آنها فرصت دهید تا خود به موقعیتهای ترس آور عادت کنند.
41- ترساندن کودک از موجودات خیالی مانند (لولو) و یا واقعی مانند (دزد و پلیس) خطاست، پس نباید کودکانتان را به وسیله آنها بترسانید.
42- از اخطار و تهدید کودکتان بپرهیزید زیرا مقررات انضباطی را سست می کند.
43- باید کودک خود را تشویق کنید و با سخنان تحسین آمیز آنها را حتی با صحنه های ترسناک آشنا سازید تا به این وسیله شجاع و سالم پرورش یابند.
44- والدین باید سعی کنند تا احساس ترس در کودکان خود را از بین ببرند، چون این عمل باعث می شود تا نیروی اتکاء‌ به نفس در آنها تقویت شود.
45- فرزندانتان را از نمره نترسانید زیرا ممکن است او را به کارهایی نظیر تقلب و غیره وادارش سازید.
46- بچه را از لولو و چیزهای دیگر نترسانید چون در جسم و جان کودک اثر بدی می گذارد که بعداً ظهور می کند.
47- همواره به یاد داشته باشید که والدین ترسو، کودکان ترسو بار می آورند.
48- شما موظفید که بدنبال اندیشه غیرطبیعی بودن کودک نروید بلکه در صدد تحقیق عوارض عصبی او برآیید و به درمان آن بپردازید.
49- کودک را وادار نکنید که به تنهایی با خودش بازی کند و در برابر آن حالتی که دریافتهای او را با ترس پیوند می دهد قدرت مقابله پیدا کرده باشد.
50- در حضور کودکانتان ترسو نباشید زیرا بیشتر ترسهای کودکان ناشی از یادگیری محیطی بوده و این ترس در محل مواضع زندگی آنها تعمیم پیدا کرده و در نتیجه کودک ترسو خواهد بود.
51- به کودک کمک کنید بر ترسش غلبه کند.
52- در موقعی که طفلی خواب بدی دید والدین باید به آرامش او بپردازند و او را در برابر عوارض و حوادث دلداری داده و موجبات تسلای او را فراهم آورند.
53- برای اینکه ترس کودک را از شیء‌ یا رویداد خاصی کاهش دهید در حالتی که کودک راحت، آسوده خاطر و خوشحال است تماس او را با آن شیء‌ یا رویداد ترس آور بتدریج بیشتر کنید.
54- والدین باید کودکان را بتدریج در صحنه هایی که جرأت وارد شدن به آنها را ندارند وادار کنند تا بتدریج ترس آنها از بین برود و به شهامت و قوت قلب آنها افزوده شود.
55- برای درمان و مبارزه با ترس یکی از راهها این است که راه مبارزه و دفاع را به کودک بیاموزید و به او یاد بدهید که چگونه آرامش خود را حفظ کند و دریابد که چگونه با پدر عصبانی، با معلم خشمگین مواجه شود که صدمه ای برای او پدید نیاید.
56- در حالتهای نگرانی، ناراحتی و اضطراب کودکان و نوجوانان، در آغاز با آنها همدردی کنید و بتدریج جویای علت اضطراب ایشان شوید.
57- هرگز به کودک نگویید شجاع و باجرأت باش، اگر می خواهید فرزندتان با جرأت باشد عملاً به او درس دهید و خود را الگوی آن معرفی کنید.
58- مادر عزیز هشیار باش که مبادا در روان کودک خود ترس جا بگیرد.
59- توجه داشته باشید که وقتی خودتان از چیزی ترسیدید تا حد ممکن سعی کنید خود را کنترل کنید زیرا این ترس شما به کودک منتقل می شود. برای غلبه بر ترس کودک با چیزی که از آن می ترسد روبرو کنید.
60- اگر کودکی از تاریکی واهمه دارد همیشه یک چراغ کم نور در اتاق او روشن نگه دارید. هیچگاه وانمود نکنید که یک غول را دنبال کرده و آن را به زیرتخت فراری داده است، این عمل شما از دید طفل جنبه واقعی دارد و ترس را در او تشدید خواهد کرد.
61- نباید سعی کنید ترس را بکلی در فرزندان خود نابود کنید بلکه باید به آنها یاد بدهید بنحوی زندگی کنند که احساس ترس در آنها، نوعی انگیزه سالم و لازم برای اعمال و رفتارهای سازنده باشد.
62- کودکان تلاش می کنند خود را به والدین شبیه گردانند در صورتی که پدر همواره مضطرب و پریشان خاطر باشد و یا مادر در خانواده دائماً بستری باشد تمام این اوضاع موجب اضطراب و ناراحتی کودکان شده و آنان را از رشد سالم و طبیعی باز می دارد.
63- در صورت امکان سعی کنید عواملی را که باعث اضطراب کودک می شود کشف کنید و آنگاه از شدت یافتن و گسترش اضطراب به خوبی جلوگیری کنید.
64- در عنفوان جوانی، جوانان با جوشهایی در اعضاء بدن خود مواجه می شوند که احتیاج به دارو و درمان ندارد بلکه وظیفه والدین این است که با ایجاد شوق و امید و امکانات تفریحی و پایین آوردن سطح اضطراب فرزندان جوان خود را یاری کنید.
65- در دوران نوجوانی فشارهای روانی ممکن است آنها را به حالتهایی بکشاند که جلوه آن را در ناخن جویدن، رفتار عصبی، حالت بی اعتمادی و احساس ناکامی ببینیم.
66- در دوره نوجوانی اختلال در خواب هم وجود دارد و جلوه آن بصورت حرف زدن در خواب، فریاد کشیدن و گاهی راه رفتن و حتی زمانی بصورت کم خوابی و یا بی خوابی است این حالات اغلب نشأت گرفته از اضطراب هستند و نشان می دهند نوجوان چیزی در درون دارد که قادر به بیان آن نیست و یا اسراری در درون او لانه کرده اند که ذکرش خطر آفرین است و یا در درون عذابی می کشد که قدرت ذکر علنی کردن آن را هم ندارد.
67- ریشه اضطراب در نوجوانان در زمان کودکی است و علت آن بیشتر مربوط به طرز رفتار مادر با کودک خردسال است و حاصل ترسهایی است که مادر به کودک منتقل کرده است.
68- کودکان را از خود طرد نکنید چرا که طرد در بعد عاطفی مواردی چون ترس، اضطراب، عدم اطمینان، حسادت و انزواطلبی را در او بوجود می آورد.
69- از کودکان دیگر به عنوان همدست خود برای افزایش رفتار اجتماعی کودک گوشه گیر استفاده کنید، بدین وسیله آنها را به شرکت در بازی دعوت و تشویق کنید.
70- محرومیت زمینه ساز پرخاشگری است تا حد امکان از حق کشی و محروم ساختن کودک از حقوق خود امتناع کنید و راه را بر تجمع هیجانات ناشی از آن ببندید.
71- رفتار پرخاشگرانه دلیلی بر شرارت ذاتی کودک نیست، باید علت این رفتار را جست.
72- برای آنکه کودکانتان پرخاشگر، لجباز و کمرو نشوند در مورد آنها سختگیری نامعقول و بیش از حد نداشته باشید.
73- سعی کنید تا حد امکان رفتار ناسازگار و پرخاشگرانه کودک را نادیده بگیرید و جنبه های مثبت و خوش رفتاری کودک را تقویت کنید یا بیشتر به کودکی که مورد حمله قرار گرفته است توجه کنید زیرا این عمل رفتار ناسازگارانه کودک را کم خواهد کرد.
74- از پدرسالاری و مادرسالاری و سلطه جویی جدا بپرهیزید که نتیجه اش این است که بچه هایتان پرخاشگر، ناراضی، افسرده، تند و گوشه گیر تربیت خواهند یافت.
75- نباید رفتارتان همراه با زور و پرخاشگری باشد که در این صورت فردی مضطرب و پرخاشگر بار می آید.
76- به فرزندان خود بیاموزید که تکروی در اجتماع باعث خواهد شد که به دست گرگهای اجتماع بیافتند و زیر دندانه های چرخ کوه پیکر زندگی خرد شوند.
77- تقلیدهای کودکان خود را زیر نظر داشته باشید زیرا اطفال خردسال تحت تأثیر افراد قویتر از خود قرار می گیرند و از اعمال ناشایست آنها کورکورانه تقلید می کنند.
78- به کودکانتان بیاموزید که بی حوصلگی و شتابزدگی سبب می شود که انسان از دست یابی به حقیقت و مسائل علمی بازماند و همینطور باعث بی اعتبار شدن انسان می شود. مثلاً با سخن گفتن شتابزده و یا تصمیم عجولانه شخصیت او خدشه دار می شود.
79- نسبت به کشف علت تنبلی و سپس رفع آن اقدام کنید تا دانش آموز بتواند بخوبی تکالیف خود را انجام دهد.
80- معلم گرامی برای رفع تعصب باید بچه ها را با اصول و مبانی دموکراسی آشنا سازید و با استفاده از نظرات علمی آنها را متوجه اختلاف افراد سازید و با شرکت دادن در کارهای دسته جمعی آنها را وادارید که به عقاید یکدیگر احترام بگذارند.
81- نباید کاری کنید یا بی توجهی مرتکب شوید که آگاهی های اولیه کودک از وجود خواهر یا برادر کوچکتر همراه با حسادت باشد.
82- برای وارد شدن بچه جدید به محیط خانه، بچه قبلی را آگاه کرده و آماده کنید تا او را برای خود رقیبی تلقی نکند.
83- از بکارگرفتن شیوه های انضباطی ناهماهنگ و ناهمخوان که هر دو از عوامل تشدید کننده حسادت هستند بپرهیزید.
84- برای جلوگیری از توسعه حسادت در کودکی نسبت به نوزاد، کلیه هدایایی را که دوستان و آشنایان برای نوزاد آورده اند به کودک بزرگتر بدهید.
85- از ابراز محبت بیشتر نسبت به نوزاد در جلوی فرزندان بزرگتر جلوگیری کنید.
86- به کودک بفهمانید که با تولد نوزاد جدید از مهر و محبت نسبت به او کم نخواهد شد تا حسادت در او پدید نیاید.
87- از ایجاد حس حسادت و تنفر به دیگران و عدم همکاری با همسالان باید جلوگیری کرد.
88- کودکان خود را کمک کنید که از دنیای خیال و رؤیا بیرون بیایند و با واقعیات زندگی آشنا شوند.
89- معمولاً کودکان در سنین چهار تا 10 سالگی دروغ های باورنکردنی می گویند. سعی کنید در فرصت های مناسب فرق بین تخیل، حقیقت و دروغ را برای او بگویید که خود به خود با گذراندن سنین رشد از بیان تخیلات خود دست خواهد کشید.
90- بچه های خجالتی را نزد افراد دیگر بدین عنوان یعنی (خجالتی)معرفی نکنید زیرا در روحیه آنها تأثیر نامطلوب دارد.
91- حتی المقدور نیازمندیهای واقعی بچه را برطرف سازید و در صورت عدم امکان با او تفاهم نمایید و راه چاره را در اختیارش بگذارید.
92- اگر دیدید کودکی دزدی کرده است در آغاز به انگیزه دزدی او پی ببرید و تشخیص دهید که محرک کودک چه بوده است و چه چیزی وی را به این کار ناروا واداشته است و سپس کوشش کنید که منشأ دزدی را از میان ببرید.
93- دزدی کودکان یک علت و انگیزه ای دارد باید تلاش کنید تا بیابید کدام نیاز یا نیازهای کودکان با این نوع رفتار برآورده می شود.
94- والدین گرامی بدانید که دروغ در کودکان از 7 چیز ناشی می شود:
1- دروغ ناشی از جلب توجه دیگران به کار خود.
2- دروغ ناشی از ترس و انضباط و یا تنبیه بدنی.
3- دروغ ناشی از ناتوانی در گزارش دقیق جزئیات.
4- دروغ ناشی از خشم و نفرت و انتقام از دیگران.
5- دروغ حساب شده جهت گول زدن دیگران برای رسیدن به خواسته های شخصی.
6- دروغ بازی که با آن کودک حوادث تخیلی را به دیگران می باوراند.
7- دروغ وفادارانه به منظور حفظ و مراقبت از یک دوست.
پس زمینه های مساعد برای رشد موارد فوق را از بین ببرید.
95- والدین عزیز توجه داشته باشید با کودکی که دروغ می گوید با خشم و عصبانیت و پرخاش برخورد نکنید بلکه با خونسردی به او بفهمانید که دروغ گفتن ضرورتی ندارد.
96- خودتان برای کودک الگوی مناسبی باشید و با اعمالتان به او بفهمانید که طرفدار راستی و صداقت هستید حتی اگر به ضرر شما باشد. توجه داشته باشید که حرف به تنهایی کافی نیست.
97- به کودک اجازه دهید که حالات و احساسات مثبت و منفی خود را بدون ترس و واهمه عوض کند.
98- والدین عزیز نخستین گام برای مقابله با بیماری دروغ گویی شناخت ریشه این بیماری است.
99- هرگز سعی نکنید با ایجاد ترس و سلطه جویی، کودک را از دروغ گفتن باز دارید، برای درمان دروغگویی کودک به تنبیه متوسل نشوید.
100- کودکانتان را با کودکان دیگر، یا برادر و خواهرش مقایسه نکنید. با این کار حس حسادت او را تحریک می کنید و حسادت خود باعث دروغگویی کودک می شود.
101- کودک خود را تحقیر نکنید زیرا کودک برای ارضای حس خودنمایی متوسل به دروغهای عجیب و غریب می شود.
102- در صورت شنیدن دروغ از کودک، او را وادار به اعتراف نکنید و به او نگویید: بگو که دروغ گفته ای، بهتر است خیلی عادی و طبیعی و بدون بازی کردن نقش یک کارآگاه با مسأله روبرو شوید.
103- بچه هایتان را بدون وحشت بزرگ کنید تا مجبور نشوند دروغ بگویند و احتیاج به دروغ را حس نکنند.
104- وقتی از کودک توقع انجام کار یا رفتاری را داشته باشید که فراتر از حد توانایی و ظرفیت جسمی و روحیه اش است در حقیقت او را بسوی دروغگویی سوق داده اید.
105- دروغهای خود را کوچک تلقی نکنید در حالی که کودکانتان را تشویق به راستگویی می کنید زیرا یک عمل باعث می شود که فرزندانتان نسبت به ارزشهایی که شما از آن سخن می گویید بی اعتقاد شوند.
106- دروغگویی مثل هر بیماری دیگری از امری کوچک و ساده شروع می شود و اگر در اولین مراحل پیدایش این بیماری با آن مقابله نکنید بتدریج به مرضی مهلک و خطرناک تبدیل خواهد شد.
107- برای کمک به کودکی که با شب ادراری مواجه است بهتر است که: به او اعتماد دهید، محیط او را شاد کنید، زمینه اطمینان همه جانبه را در او فراهم سازید، به او خفت و خواری ندهید، او را نترسانید، دلگرمش کنید، به او محبت و گرمی نشان دهید و زیاد بر او سخت نگیرید.
108- فرزندانتان را از دیدن فیلمهای مهیج و ترسناک منع کنید زیرا اینگونه فیلمها خطرات جبران ناپذیری از جمله کابوسهای شبانه و شب ادراری را برای بچه ها به همراه دارد.
109- لازم است نیازها و تمایلات کودکان را برآورده کنید تا کودکان دچار هیجان و شب ادراری نشوند.
110- بین کودکان خود تبعیض قائل نشوید زیرا این کار باعث احساس حقارت و در نتیجه منجر به شب ادراری می گردد.
111- در شرایطی که کودک و نوجوان در اثر شکستهای پی در پی، خود را کاملاً بیچاره و بدبخت و تنها احساس می کنند احساس همدردی و به یاری او برخاستن مانع از متلاشی شدن شخصیت او و رسیدن به مرحله نومیدی کامل می گردد.
112- مستحب است کودک را با سختیها و دشواریها روبرو سازید تا در بزرگی بردبار باشد.
113- نباید انتظار داشته باشید که کودک رام و مطیع باشد یا همواره آرام و ساکت در گوشه ای در کنار بزرگترها بنشیند.
114- شیطنت و لجاجت کودک به هنگام خردسالی نشانه زیادی عقل او در بزرگسالی است پس از او مأیوس و نومید نگردید.
115- روح شیطنت و بازیگوشی و سرپیچی از طاعت در دوران خردسالی کودک را در او خفه نکنید و به خاطر تأمین و رفاه و آرامش خاطر خویش سعی ننمایید کودکان سرشار و لبریز از جنبش و نشاط خود را به موجودی صد در صد مطیع و آرام تبدیل کنید.
116- نباید از شیطنت و عدم رعایت نظم و طاعت از ناحیه کودک خردسال نگران باشید.
117- در برابر خشم و ناراحتی کودک نباید موضعی سخت و خشمگین بگیرید زیرا با تهدید و تطمیع نمی توان او را به خود آورد و مطیع ساخت.
118- می توانید هنگامی که کودک عصبانی است یا نگران و اندوهگین،، با تغییر حالت مثلاً یا بردن او به پارک و خیابان و گردش، فضای تازه روحی و روانی برای او فراهم آورید.
119- در مواردی که کودک عصبانی است به او امکان دهید تا حرف بزند، درون خود را خالی کند و بپرسید که از چه مسائل و مشکلاتی رنج می برد که انجام این کار سبب آرامش و بهبود حال او می شود.
120- اگر می خواهید کودکانتان خشمگین و عصبانی بار نیایند آنها را بخاطر کاری که انجام نداده اند سرزنش نکنید.
121- سعی کنید فرزندان خود را خودخواه و خودمدار تربیت نکنید.
122- سرکوبی و غرور و احساسات دختران زمینه ساز بدبختی های بزرگ و ناراحتی های بزرگتر است.
123- پدر و مادر و مربیان محترم باید با مطرح کردن اینکه حقایق ناشناخته به مراتب از واقعیت ها و حقایق معلوم بیشتر است، جلوی غرور جوانان را بگیرید.
124- خودپرستی را از خویش دور کنید که اگر چنین شود بسیاری از مسائل اجتماعی آسانتر حل می شود.
125- حس غرور و خودپسندی امری است که در انسانها وجود دارد. ولی باید توجه کنید که از حس غرور کودک در جهت مثبت استفاده کنید مثلاً بگویید: من مطمئنم که تو می توانی نماز بخوانی.
126- همان طوری که در سوره لقمان آمده باید فرزندان خود را راهنمایی کنید و بگویید که:
1- با تکبر روی از مردم برمگردانید.
2- با غرور و بی خبری راه نروید.
3- در راه رفتن میانه رو باشید.
4- از صدای خود بکاهید.
127- نوجوانان را با معیارهای حیات اجتماعی از قانون و اخلاق آگاهشان کنید و آنها را وادار به ترک خودپرستی نمایید.
128- به بچه های خود بفهمانید که نباید خود را برتر از همه بپندارید.
129- از سخنان و ادای کلمات زشت برحذر باشید که زمینه ساز تیرگی دل است.
130- برای سازندگی کودک گاهی چند لحظه ای قهر کنید به شرطی که ادامه ندهید. زیرا کودک قهر و بی اعتنایی مادر را نمی تواند تحمل کند.
131- اگر کودکتان کمرو است او را تشویق کنید که یک یا چند کودک دیگر را که قدری کوچکتر از او باشند به اتاق خود بیاورد و با آنها بازی کند.
132- سعی نمایید با تربیت صحیح فرزندان خود را کمرو و خجالتی بار نیاورید.
133- والدین محترم اگر نتوانستید بر کمرویی کودک فایق آیید از یک روانکاو استمداد بگیرید.
134- برای از بین بردن کمرویی در کودک کارهای پسندیده او را در میان جمع تشویق کنید و عیوب او را دور از جمع و در خلوت با او در میان بگذارید.
135- او را احمق و نادان، ابله و سفیه نخوانید و مورد مسخره و اهانت قرار ندهید.
136- به بچه ها توهین و سرزنش نکنید زیرا توهین و سرزنش آنها را به لجبازی وادار می کند.
137- اگر کودک شما لجبازی می کند او را تنبیه نکنید کار خوب را به او نشان دهید و با مهربانی با او حرف بزنید.
138- در حفظ و نگهداری آبروی فرزندانتان تلاش کنید که وقتی آبروی فردی ریخته شود روحیه ستیزه جویی و لجاجت در آن فرد بوجود می آید و در مواردی جسورانه تر و گستاخانه تر اقدام خواهد کرد.
139- شما باید توجه داشته باشید در ضمن راهنمایی و ارشاد فرزندان خود آنها را مورد توبیخ و ملامت قرار ندهید زیرا باعث لجاجت و انحرافشان خواهد شد.
140- والدین محترم برای جلوگیری از لجبازی کودکان در سنین کودکی وسایل بازی را برای آنان تهیه کنید.
141- زیاده روی در ملامت و سرزنش آتش لجاجت را شعله ور می سازد. حضرت علی (ع).
142- تنها اثری که از تنبیه با شلاق به دست می آید سرسختی و لجاجت تنبیه شده و یا تخدیر روح او مبنی بر بی اعتنایی و لا ابالی گری است.
143- به فرزندان خود یاد بدهید که یکی از عوامل بسیار خطرناک در محیط خانوادگی روحیه لجبازی است بسیاری از خانواده هایی که کارشان به طلاق و جدایی کشیده شده در بسیاری از آنها عوامل ویرانگر روحیه لجبازی بوده است.
144- مبادا در برابر لجبازی و شلوغ کاری کودک جنگ و دعوا راه بیندازید و با کتک او را آدم سازید زیرا آدم ساختن او بدینوسیله گرچه امکان دارد اما بطور حتم آثار بدی در روح و روان او خواهد گذاشت.
145- باید برای درمان کودک لجباز به بازسازی او بپردازید و تمام عوامل و علل که روح لجاجت را در او بوجود آورده باید از بین ببرید تا کودک تعادل خود را بازیافته از لجبازی دست بردارد.
146- باید از محبتهای افراطی به کودکان جلوگیری کنید زیرا باعث پیدایش روحیه لجبازی می شود.
147- برای از بین بردن یأس در نوجوانان باید به تقویت زمینه اعتقاد و ایمانی نوجوان بپردازید و به او درس واقع بینی، صبر و مقاومت بدهید و به پایین آوردن انتظاراتش تشویق نمایید و آیات الهی را به او نشان دهید.
منبع مقاله :
شیخ الاسلامی، جعفر؛ (1375)، 2222 نکته در تربیت، تهران: اسلامی، چاپ سوم



 

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه