یكى از راه‏هاى زنده كردن امور اهل بیت این است كه نام‏هاى اهل بیت را زیاد روى بچه‏ها بگذاریم. امروز دنیا براى شركت‏ها، كارخانه‏ها، اداره‏ها و وزارت خانه‏ها كلى پول مى‏دهد و طرح مى‏خواهد

یكى از راه‏هاى زنده كردن امور اهل بیت این است كه نام‏هاى اهل بیت را زیاد روى بچه‏ها بگذاریم. امروز دنیا براى شركت‏ها، كارخانه‏ها، اداره‏ها و وزارت خانه‏ها كلى پول مى‏دهد و طرح مى‏خواهد. گاهى در روزنامه اعلام مى‏كنند براى فلان مؤسسه مثلًا یك آرم مى‏خواهیم، طرحى مى‏خواهیم، چون گاهى وقت‏ها یك نام و یك طرح و یك آرم گویاى یك كتاب است. گاهى یك نشانه و یك علامت بسیار حرف دارد. وقتى وارد بیمارستان مى‏شوى، یك عكس آن جاست گویاى این كه اینجا منطقه‏ى سكوت است، یك علامت، یك آرم، یك نشانه و یك طرح، گاهى ممكن است یك یا دو صفحه مطلب باشد.
ما كتاب‏هایى داشتیم كه وقتى پشت كتاب را نگاه مى‏كردى، از طرح پشت كتاب آدم مى‏فهمد این كتاب چه خط و سیرى را دنبال مى‏كند. باید به نام دقت كرد! نام زشت خیلى اثر دارد.
وظایف والدین‏
فردی‏ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: یَا عَلِیُّ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی وَالِدِهِ أَنْ یُحْسِنَ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ یَضَعَهُ مَوْضِعاً صَالِحاً ، حق پسر بر پدر آنست كه او را بنام نیكو بنامد و به آداب نیك مؤدب نماید و او را بكارهاى نیك و مشروع وابدارد.من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 371.
که یکی از اصلی ترین وظیفه والدین نسبت به فرزند یا یکی از حقوق فرزند انتخاب نام نیکو می باشد.
البته امروزه نامگذاری با اسمهای خوب ، وبا آدابش بفراموشی سپرده شده است که به بعضی از آنها ( اسمهای خوب و آدابش ) اشاره میگردد :
2.آداب نام گذاری
در زمانی که حسنین علیهم السلام بدنیا آمدند پدر ومادرشان بخاطر احترام به بزرگترشان منتظر ماندند تا بزرگترها اسم فرزندشان را بگذارند ؛( نه مثل امروزه که یک یا چندین سال قبل از بدنیا آمدن فرزند تعیین نموده باشند.) و نقل شده امام حسن علیه السلام  وقتی بدنیا آمد آنرا به پارچه ای زرد پیچیدند و نزد امام علی علیه السلام جهت اسم گذاری آوردند اما علی ع فرمودند من هم مثل شما به بزگتر از خودم سبقت نمی گیرم تا نزد پیامبر آوردند که پیامبر روى بچه‏هایش اسم بگذارد. رسول خدا هم از خداخواست، خداوند وحى كرد كه هارون دو بچه داشت، شبر و شبیر و چون على در كنار تو به منزله‏ى هارون در كنارموسى است تو هم اسمشان را حسن و حسین بگذار.
و حضرت زینب سلام الله علیها  وقتى به دنیا آمد امیرالمؤمنین در خانه نبود آمد بیرون خانه سراغ على علیه السلام  بچه دار شده ای، پیامبر در مسافرت بود. گفتند اسمش را چه بگذاریم ( گرچه بعض وقت ها خانواده‏ها سر اسم گذارى با هم یك و دو مى‏كنند) . صبر كنید رسول اكرم (ص) بیاید. پیامبر از مسافرت آمد گفتند: آقا امیرالمؤمنین بچه دار شده فاطمه زهرا دختر دار شده. اسمش را چه بگذاریم گفتند: زینب بگذارید.
3.         چه کسی نام بگذارد.
پس در اسم گذاری یکی از آداب این است که : منتظر بزرگتر ماند و بدهیم که بزگترها اسم گذاری نمایند . و مادر در اسم گذاری اولویت دارد حداقل اسم دختر را معمولا مادر مى‏گذارد،چون در قرآن داریم که : «وَ إِنِّى سَمَّیْتُها مَرْیَمَ» (آل‏عمران/ 36) مادر مریم گفت من كه مادر مریم هستم اسمش را ... حالا این اسم‏ گذارى‏ باید از روى عشق و محبت و مشورت باشد.
با اسمهای خوب و مناسب با دین مبین اسلام و همان محل یا شهر .
4.         آداب صدا کردن نام
«أجملوا فى الخطاب تسمعوا جمیل الجواب» (غررالحكم، ص 436) این هم یك حدیث است كه اگر خواستید مردم به حرف شماگوش بدهند، اسم‏هایشان را زیبا ببرید. اگر زیبا اسم ببرى و مؤدب، بچه‏ات به حرفت گوش مى‏دهد. مثلًا بچه‏ات خواب است. اگر گفتى یعنى اگر با درشتى او را صدا كردى، او برنمى خیزد تا نماز بخواند. اما اگر اسمش را زیبا بردى، گفتى حسن جان، حسن آقا، فاطمه خانم.! حدیث داریم، امیرالمؤمنین مى‏فرماید: اگر خواستید بچه‏هایتان به حرفتان گوش بدهند، اسمشان را زیبا ببرید .
هم نام خوب باید گذاشته شود ، هم نام را خوب ببرید. بعضى‏ها نام خوب نمى‏گذارند، بعضى‏ها هم نام خوب مى‏گذارند اما نام را خوب صدا نمى‏زنند. مثلا فاطمه هست، مى‏گویند: فاطى. بگو: فاطمه، اصلا نگو: فاطمه، بگو: فاطمه خانم. یعنى هم نام خوب بگذاریم و هم نام خوب را مؤدب ببریم. پسر شما وقتى بزرگ شد، داماد شد دیگر او را حسن، حسین، محسن، تقى، على صدا نزن. بالاخره پیش خانمش رو دروایستى دارد. بگو: من این را بزرگ كردم، آخر تو كه مادر هستى اگر احترام بچه‏ات را گذاشتى، عروس هم احترام پسر شما را مى‏گذارد. بعضى‏ها هستند كه بزرگى خودشان را با تحقیر حساب مى‏كنند. اینها فرعون هستند. با این تفاوت كه فرعون طلا داشت و فرعون بود، این گدا و فرعون است، ولى روح فرعون‏ در او هست، چون قرآن مى‏گوید «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ» (زخرف/ 54)، یعنى فرعون مردم را خفیف مى‏كرد. اگر كسى دیگرى را خفیف كند، فرعون است. یعنى رگ فرعون در اوست. روح فرعون در او هست. كسى را سبك نكنیم. پیغمبر بچه‏ها را با كنیه صدا مى‏كرد، اجازه مى‏گرفت.
«لَیُسَمُّونَ الْمَلَائِكَهَ تَسْمِیَهَ الْأُنْثَى» (نجم/ 27) اصلًا چرا اسم دختر روى ملائكه گذاشته‏اید انحراف كه هیچى ، خدا روى اسم‏ گذارى‏ هم حساسیت دارد .
5.         چه نامی بهتر است بگذاریم.
6.         نمونه ای از بهترین نام ها
یكى از حقوق اولاد به گردن اولیاء این است كه اسمش را زیبا بگذارد و بگوید و بخصوص سفارش شده است.
خب حالا اسم خوب چیست؟ اول براى زنان حرف بزنم، مریم اسم خوبى است. این اسم 31 مرتبه در قرآن آمده است مثل درسوره مومنون آیه50: وَ جَعَلْنَا ابْنَ مَرْیَمَ‏ وَ أُمَّهُ آیَةً : و ما فرزند مریم [= عیسى‏] و مادرش را آیت و نشانه‏اى قرار دادیم؛
مریم یعنى بلند مرتبه، مریم یعنى زن پارسا، یعنى گل خوشبو
فاطمه یعنى هیچ نوع انحراف در او راه ندارد. نقطه ضعف‏هاى دیگران در او نیست. یعنى جداى از شر، جداى از عیب، فاطمه یعنى یك زن نمونه، فاطمه یعنى استثنایى، فاطمه، فاطمه است. یعنى نمى‏شود روى او اسم دیگرى گذاشت. با هیچ معیارى قابل سنجش نیست.
 زهرا یعنى درخشنده. بتول باز یعنى نمونه و بى همتا، بریده از علائق دنیا. بریده از مردان با حجابش، بریده از زنان به خاطر امتیازاتى كه دارد.
بتول یعنى جداى از ریا و كلك. حلیمه، زنى كه به پیغمبر شیر داد. حمیده، مادر امام كاظم. نجمه، مادر امام رضا، نرجس مادر حضرت مهدى، خدیجه، همسر رسول خدا، سمانه، مادرامام هادى. آمنه، مادر پیغمبر اكرم. ریحانه، مادر حضرت جواد. سوسن، مادر امام عسگرى. سكینه به معناى با وقار، دختر امام حسین. منیره یعنى نوردهنده. محبوبه یعنى دوست‏داشتنى.
امانمونه ای از اسمهای مردان : محمد یعنى ستوده و پسندیده، كسى كه كمالات زیادى دارد. احمد یعنى پسندیده. كاظم یعنى كسى كه در حوادث خودش را كنترل مى‏كند. رضا یعنى كسى كه مردم دوستش دارند. كسى كه او هم خدا را دوست دارد . قال الصادق (ع): صِفَةُ الرِّضَا أَنْ یَرْضَى الْمَحْبُوبَ وَ الْمَكْرُوهَ‏ وَ الرِّضَا شُعَاعُ نُورِ الْمَعْرِفَة... وَ الرِّضَا اسْمٌ‏ یَجْتَمِعُ فِیهِ مَعَانِی الْعُبُودِیَّةِ وَ تَفْسِیرُ الرِّضَا سُرُورُ الْقَلْب‏
جواد یعنى بخشنده و سخاوتمند. مهدى یعنى هدایت شده در خط صحیح و هادى یعنى راهنما. تقى یعنى با تقوا. نقى یعنى پاكیزه. اسم پیغمبر، اسم عبدالله، حمزه و مانند این‏ها را روى بچه‏هایتان بگذارید.
حسن یعنى نیكو، با بهجت، با ملاحت و فروغ، با جمال . محسن یعنى نیكوكار. مردى كه با لیاقت كار مى‏كند. تصادفاً گفت گاهى به كچل‏ها هم مى‏گویند زلف على. حالا اسم ما محسن است شاید روى آن حساب باشد. جعفر یعنى نهر و چشمه‏ى پر آب، چشم پر اشك، پر شیر، نام نهرى است در بهشت. چرا مى‏گویند جعفر صادق، چون در آن زمان یك جوان به نام جعفر كذاب بود به این خاطر گفتند جعفر صادق. سجاد یعنى كسى كه سجده زیاد مى‏كند. زین العابدین یعنى كسى كه زینت عبادت كنندگان است. زینب یعنى گل خوشبو. یعنى پاكیزگى، یعنى زینت پدر. على یعنى بلند مرتبه.
امیدوارم در نام گذارى كوچه‏ها و خیابان‏ها و افراد، اسامى انتخاب شود كه هم انقلابى و مكتبى و محرك و آموزنده باشد .
7.         اثرات نام
جایگاه اجتماعى اسامى‏
شخصى است به نام اسحق بن ابراهیم، ایشان خیلى دانشمند است در رشته‏هاى مختلف دانشمند است ولى صداى خوبى هم دارد. به خاطر صداى خوبى كه داشت به او گفتند: مطرب، چون گفتند فلانى مطرب است، مأمون گفت: او خیلى دانشمند است اما چون در جامعه درمیان همه تخصص‏هایش به مطرب معروف شده است، خواننده است. وقتى به این معروف شده من دیگر نمى‏توانم او را قاضى القضات كنم والا علمش از همه‏ى قاضى‏هاى شهر بیشتر است. ولى چون در جامعه نامش به عنوان مطرب سبك شد، دیگر نمى‏شد كارى كرد. گاهى وقت‏ها انسان به چیزى معروف مى‏شود و وقتى معروف شد، آن با حیثیتش بازى مى‏كند. دیگر خیلى از فعایت‏هایش محدود مى‏شود. نام گذارى بعد سیاسى هم دارد. این را هم بگویم.
امام حسین در زمانى مى‏زیست كه از طرف حكومت بخش نامه شده بود كه كسى اسم على را روى بچه‏اش نگذارد. نام‏على یك مسئله‏ى سیاسى شده بود. امام حسین فرمود: «لَوْ وُلِدَ لِى مِائَهٌ لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّىَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا عَلِیّاً» (كافى، ج 6، ص 19) حالا كه نام گذارى به على قدغن شده است من اگر صد تا پسر داشته باشم، اسم همه را على مى‏گذارم. براى این كه زمانى نام گذارى بعد سیاسى دارد. وقتى آدم اسم بچه‏اش را على مى‏گذارد، این یك خط است،
8.         چه اسم هایی را نگذاریم
رحمن اسم‏ خاصّ‏ خداست غیر خدا با آن توصیف نمیشود بر خلاف رحیم.پس اسماء مخصوص خدا را مکروه است و خوب نیست برای غیر خدا آن نام گذاشته شود.مثل خالد ، مالک و...
حدیث داریم بدترین اسم‏ها نزد خدا اسمى است كه متكبرانه باشد. حدیث داریم بدترین و زشت ترین اسم‏ها ملك الاملاك است. ملك الملوك است، یعنى شاهنشاه، چون شاهنشاه یعنى شاه شاهان، اسم‏هاى متكبرانه بدترین اسم‏ها هستند و باید سعى كنیم اسم خود را ساده بنویسیم، این مطلب را من باید این جا بگویم كه یكى از دوستان از طرف یکی از آیت الله هابه هندوستان رفته بود و آن جا یك صندوق قرض الحسنه درست كرده بود و اسمش را صندوق قرض الحسنه‏ى آیت الله ... گذاشته بود. آمد و به عنوان خبربه ایشان گفت، ایشان فرمود: خیلى بى خود كردى. بگذار صندوق قرض الحسنه‏ى اسلامى امام صادق یا حضرت مهدى، چرا اسم من را گذاشته‏اى، یعنى هر چه انسان فداى بزرگ ترها شود ارزش خودش هم بیش‏تر مى‏شود یعنى‏ «إِلَهِى كَفَى بِى عِزّاً أَنْ أَكُونَ لَكَ عَبْداً» (خصال صدوق، ج 2، ص 420) افتخار ما این است كه هر چه بیشتر بنده‏ى خدا باشیم.
امام را مى‏بینى، وقتى اسم حضرت مهدى را مى‏برد، مى‏گوید: «روحى له الفدا» یك بار فرمود: «لمقدمه الفداء» بعضى وقت‏ها مى‏گویند: «لتراب مقدمه الفداء» «روحى له الفداء» یعنى خدا روح مرا فداى امام زمان كند. «روحى لمقدمه الفداء» یعنى جانم فداى قدم هایش. «روحى لتراب مقدمه الفداء» یعنى جان من فداى خاك زیر پاى امام. تواضع نسبت به اولیاى خدا مهم است. اسم‏ها متواضعانه باشد، تواضع كنیم، هر چه مى‏توانیم از خود كم كنیم، بر عكس فرهنگ بعضى كه سعى مى‏كنیم بگوییم من كردم. در ماجرایى مثلًا آمده و در عروسى كسى دخالت كرده است، مى‏گوید: او را زن دادم. حالا كس دیگرى به خواستگارى رفته است، حالا ایشان در جلسه‏ى عقد شركت كرده است، دائم سعى مى‏كند خودش را بزرگ كند، سعى كنیم و باید از بزرگان خود یاد بگیریم. «من تشبه بقوم فهو منهم» (عوالى‏اللآلى، ج 1، ص 165) حدیثى است منقول از اهل سنت، سنن ابى داود این حدیث را دارد. هر كه خود را شبیه دیگرى یا گروه دیگرى كند، از آن‏هاست. چه دلیلى دارد شما بگویى مرسى، خب بگو متشكرم، خدا به تو جزاى خیر دهد، اجرت با خدا، خب این‏ها از مرسى بهتر است. آقا مگر غرب بد است؟ نه! هواپیما سازى آن‏ها خوب است، نه مرسى گفتن. اگر راست مى‏گویى برو هواپیماسازى یاد بگیر با این نوع تقلید و مرسى گفتن كه آدم به جایى نمى‏رسد. عبارت‏ها را رها كن و مایه‏ى اصلى را بگیر. خود باختگى در برابر الفاظ و ظواهر غلط است، اگر علم و صنعت بود، خب انسان یاد مى‏گیرد، این را هم یاد مى‏گیرد كه باز زیر بار نرود. به رسول خدا گفتند: فلان گروه به نحو خاصى مى‏جنگند، پیغمبر ده نفر را فرستاد و گفت بروید و یاد بگیرید و بیایید و بیاموزید تا ما مسلمان‏ها از آن‏ها عقب نباشیم. استفاده‏ى علمى از شرق و غرب مانعى ندارد، اما خودباختگى كه زلفم هم فلان طور باشد، زمان شاه جوان‏ها كه به آرایشگاه مى‏رفتند، مى‏پرسید چگونه درست كنم، مى‏گفت سبیلم را ژاپنى بزن و زلفم را آلمانى بزن و چانه‏ام را آمریكایى، یعنى اختیار ریش وسبیلش دست خودش‏ نبود. یعنى نمى‏دانست چه كند تا خوشگل شود، اصلًا گیج بودند كه چه كند هر گوشه‏ى بدنش را به شكلى در مى‏آورد، یعنى خودش را چنان باخته بود كه به آرایشگر نمى‏گفت: ببین به من چطور مى‏آید، ببین چطور خوشگل‏تر هستم، مى‏گفت: ببین آمریكا چه كرده است؟ این را از خود بیگانگى مى‏گویند «من تشبه بقوم فهو منهم» حدیث داریم، اگر كسى خود را باخت و به شكل گروهى درآمد جزء همان‏ها مى‏شود. هنوز هم در بعضى مناطق دور دست اسم‏هاى بدى هست. اسم بچه را روزى مى‏گذارند كه به دنیا آمده است، مثلًا دوشنبه به دنیا آمده است اسم او را مى‏گذارند دوشنبه. خب اگر فردا او وزیر شد مى‏گویند دوشنبه به خانه‏ى سه شنبه رفت و به همراه چهارشنبه و پنج شنبه سخنرانى كرد. اسم‏هاى سبك روى بچه‏هایتان نگذارید. ببینید زمان طاغوت چه اسم‏هایى مى‏گذاشتند، مثلًا خیابان آیزن هاور، كندى، چرچیل، خیابان فلان و این نشانه‏ى خودباختگى بود. ما خیلى مى‏توانیم از اسم‏ها استفاده كنیم. الان دنیا از قوطى كبریت نمى‏گذرد، اگر بتواند روى آن تبلیغ كند. آن وقت شما مى‏توانى با اسم كارخانه‏ات، مدرسه‏ات خود و دختر و پسرت، مى‏توانى اسم‏هایى را زنده كنى و این خیلى جالب است، البته الان به كورى چشم دشمنان دیگر چنان اسم‏هایى نیست.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه