مَثل باران
مَثل باران

باران اگر چه آب است اما احکامش با آبهای معمولی فرق دارد. باران آبی است پاک و پاک کننده.

در بین تمامی آب هایی که می شناسیم باران از همه پاک کننده تراست. تفاوت پاک کنندگی باران نسبت به بقیه ی آبها ( مثل آب جاری، کر و قلیل) در رساله های توضیح المسائل وجود دارد.

باران نه تنها خاصیت پاک کنندگی دارد بلکه خاصیت شفا بخشی دارد. از طرفی روایت است که هنگام باریدن باران دعا مستجاب می شود. خلاصه باران همه چیزش خوب است. آنچه خوبان همه دارند باران تنها دارد. اما همین باران قطره طلا، چیزی را که ذاتا نجس است نمی تواند پاک کند. مثل یک سگ که اگر زیر باران خیس بشود، نه تنها پاک نمی شود بلکه حالا همه چیز را هم نجس می کند.

همه ی اینها را گفتیم تا بگوییم مَثَل اولیای خدا مَثَل باران است. اولیای خدا پاک و پاک کننده اند. طاهر و تزکیه بخش اند. اما کسی که ذاتا پست و دنیا طلب باشد حتی اگر سالهای طولانی در رکاب اهل بیت پیامبر (ع) باشد،هرگز پاک و طاهر نمی شود بلکه وقتی از علم اهل بیت چیزی یاد گرفت و با نزدیکی به اهل بیت اعتماد مردم را به دست آورد، خطرناک هم می شود.

از جمله ی این آدم ها علی بن حمزه بطائنی است. او کسی است که سالهای طولانی نماینده ی امام موسی ابن جعفر علیه السلام بود. و سالها به خاطر نزدیکی به امام پیش مردم آبرو و اعتبار به دست آورده بود. به خاطر همین، مردم خمس و زکاتشان را به او می دادند تا او به امام بدهد. وقتی امام در زندان بودند او از خمس و زکات مردم مال زیادی به دست آورد ولی وقتی امام کاظم (ع) به شهادت رسید با اینکه امام به او وصیت کرده بود اموال را به امام رضا (ع) سپرد، این کار را نکرد. او وسوسه شد و نتوانست از آن همه پول بگذرد. بنابراین نقشه ی پلیدی کشید و باعث گمراهی صدها بلکه هزران نفر شد.

او به مردم گفت امام کاظم (ع) از دنیا نرفته بلکه به آسمان عروج کرده و دوباره برمی گردد و تا زمانی که برگردد من همچنان این اموال را به امانت نزد خود نگه می دارم. با خیانتی که علی بن همزه ی بطائنی کرد، بسیاری از مردم به امامت امام رضا (ع) شک کردند و فرقه ی گمراه واقفیه  و فرقه های دیگری درست شد.

امام رضا (ع) به علی ابن حمزه نامه نوشت و از او خواست تا نزد او برود و وجوهات مردم را تحویل دهد. اما او از انجام این تکلیف سرباز زد. امام مجددا به او نامه نوشتند اما وی بازهم از انجام این کار اِبا کرد. در مرتبه ی سوم امام رضا (ع) در نامه ای به او نوشتند ای علی بن حمزه مَثل تو مَثل سگ باران دیده است.

فکر می کنم دیگر تفسیر این جمله ی امام آشکار شده است.

علی ابن حمزه سالها با نزدیکی به امام کاظم (ع) توانسته بود نزد مردم اعتبار و آبرو کسب کند. اما او از بودن در کنار امام، خوب بودن را نیاموخت بلکه از امام سوء استفاده کرد و این آبرو را وسیله ای برای خیانت قرار داد. این  است حکمت جمله ی امام رضا علیه السلام. امامی که خود باران است و فرزند باران...

انسیه نوش آبادی

بخش کودک و نوجوان تبیان


مطالب مرتبط:

انتخاب نام حضرت زینب (س)

علم امام حسن عسگری (ع)

پیامبری که با آمدنش شیطان گریخت

مهربانی و مهرورزی در کلام امام حسن (ع)

داستانک‌های زیبا از زندگی ��مام حسین (ع)

امام من کیست؟

 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه