سخنان لطیف. اشتیاق کودکان برای جهاد در تاریخ آورده اند که روزی پیامبر (ص)، مسلمانان را برای شرکت در جهاد، فرا خواندند. در پی مردان رزمنده، دوازده کودک نیز به راه افتادند. پیامبر (ص) با مشاهده آنان فرمود:. - باز گردید؛ زیرا سن شما برای شرکت در جنگ، کم است. یکی از کودکان، روی نوک انگشتان پای خود ایستاد، تا قدش بلندتر بشود، و در همان حال گفت:. - یا رسول الله! می بینید که قد بلندی دارم و در ضمن می توانم با فلاخن، سنگ هم بیندازم. رسول خدا با مشاهده چنین صحنه ای، تبسم کرده و به او اجازه شرکت در ج ...

سخنان لطیف

اشتیاق کودکان برای جهاد

اشتیاق کودکان برای جهاد 

در تاریخ آورده اند که روزی پیامبر (ص)، مسلمانان را برای شرکت در جهاد، فرا خواندند. در پی مردان رزمنده، دوازده کودک نیز به راه افتادند.
پیامبر (ص) با مشاهده آنان فرمود:
- باز گردید؛ زیرا سن شما برای شرکت در جنگ، کم است.
یکی از کودکان، روی نوک انگشتان پای خود ایستاد، تا قدش بلندتر بشود، و در همان حال گفت:
- یا رسول الله! می بینید که قد بلندی دارم و در ضمن می توانم با فلاخن، سنگ هم بیندازم.
رسول خدا با مشاهده چنین صحنه ای، تبسم کرده و به او اجازه شرکت در جهاد دادند.
در این هنگام، یکی دیگر از کودکان پیش آمده و عرض کرد:
- ای پیامبر ! اگر چه قد من از او کوتاه تر است؛ اما بازوانم قوی تر بوده و هر گاه با او کشتی می گیرم، او را به زمین می زنم. اکنون حاضرم در حضور شما با او کشتی بگیرم ...
پیامبر (ص)، به او نیز اجازه شرکت در جهاد داد.
سومین کودک با مشاهده چنین وضعیتی، زبان به سخن گشود:
- این پیامبر خدا! شما تحقیق کنید و بدانید که سن من از هر دوی این ها، زیادتر است؛ اگر به آنان اجازه جنگیدن داده اید، باید به من هم بدهید!
سرانجام و بدین روش ها، اکثر آن کودکان، اجازه شرکت در جهاد را کسب کردند.

جایزه برای نقاشی کودک

روزی شخصی همراه خانواده اش، به دیدار حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) می آیند.
پس از پایان دیار، آن شخص به یکی از نزدیکان امام می گوید:
- پسرم که کلاس پنجم دبستان است، دفتر نقاشی خود را برای تقدیم به حضرت امام آورده بود، که محافظین خانه مانع آوردن آن به حضور امام شدند.
خبر به اما�� می رسد و دفتر را به دست ایشان می رسانند.
امام خمینی، با دقت فراوان، تمام برگ های دفتر را نگاه می کنند. در پشت دفتر، یک تانک کشیده شده بود، که چرخ هایش را مداد تراش و تنه اش را کتاب و لوله شلیک کننده اش را مداد و سرنشین آن را یک دانش آموز تشکیل داده بود. این تصویر، مورد توجه شدید امام قرار می گیرد و ایشان تبسمی کرده و دستور می دهند که برای دانش آموز خردسال و طراح آن دفتر، جایزه ای متناسب پرداخت گردد.

 سخنان لطیف - تصویر 2

koodak@tebyan.com

تهیه: سید علی نوایی_تنظیم: مرجان سلیمانیان

شبکه کودک و نوجوان تبیان

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه