زبان يكي از مهمترين وسيله هاي ارتباطي ميان افراد است. افراد يك جامعه جهت برقراري رابطه و تعامل با ديگران ناگزير به استفاده از آن هستند.

  زبان يكي از مهمترين وسيله هاي ارتباطي ميان افراد است. افراد يك جامعه جهت برقراري رابطه و تعامل با ديگران ناگزير به استفاده از آن هستند. اگرچه با بيان كلمه زبان، در نگاه اول، زبان بياني تصور مي شود، ولي زبان مي تواند زبان ادراكي، كتبي، يا زبان اشاره نيز باشد. آنچه مسلم است وسيله اصلي هر مراوده انساني را زبان بياني تشكيل مي دهد. زبان بياني نيز همان به لفظ درآوردن زبان ادراكي و دروني است. نتيجه زبان دروني همان گفتار است كه در قالب الفاظ براي ديگران قابل درك مي باشد و آنچه در ذهن ما مي گذرد را براي ديگران آشكار مي كند.
زبان در مراحل اوليه زندگي
كودكان به هنگام تولد با حركات ظريف بدني به ديگران پاسخ مي دهند. در واقع گريه آغازين كودك، اولين صداي او در رابطه با اين جهان پهناور است. درحدود 6 ماهگي با غان و غون از صداي خود لذت مي برد و توجه ديگران را از طريق درآوردن صداهاي نامفهوم جلب مي كند. از حدود ده ماهگي تكرار كلمات و تقليد صداي ديگران را شروع مي كند و از 11 ماهگي كلماتي چون ماما، بابا، آب و الفاظ ساده اي از اين قبيل را بيان مي كند. از حدود 2سالگي گفتار وي دو كلمه اي است. جملات مختصر هستند و معمولاً اسم، فعل و يا صفت مي باشد. در 2 سالگي كودك حداقل چند صد لغت را مي داند و در 3 سالگي اين تعداد حدوداً به 900 تا 1000 كلمه مي رسد.
كودك ناشنوا تا ده ماهگي هيچ تفاوتي با كودك سالم عادي ندارد اما از 11 ماهگي كودك سالم كلمات ساده اي چون بابا، ماما و الفاظي از اين قبيل را بيان مي كند. در حالي كه كودك ناشنوا از عهده انجام اين عمل برنمي آيد.
تفاوت كودكان عادي با كودكان استثنايي در مراحل رشد گفتار كاملاً آشكار است. به عنوان مثال كودك ناشنوا تا ده ماهگي هيچ تفاوتي با كودك سالم عادي ندارد اما از 11 ماهگي كودك سالم كلمات ساده اي چون بابا، ماما و الفاظي از اين قبيل را بيان مي كند. در حالي كه كودك ناشنوا از عهده انجام اين عمل برنمي آيد. با اين حال آموزش گفتار اين كودكان از طريق انجام تمرينات لب خواني ميسر است.  از آنجا که شناخت مراحل ��شد گفتاري ، علل اختلالات گفتاري و روش هاي درماني آن بسيار کمک کننده است ،در اينجا به دو نمونه از اختلالات تكلمي اشاره مي كنيم:
ناگويايي (كودكان افازيك)
اين كودكان دچار اختلالاتي در گفتار، خواندن و حتي در مواردي شمردن هستند و به طور كلي از بيان مقصود خود عاجزند. ناگويايي انواع مختلفي دارد كه مهم ترين آنها «افازي بياني» و «افازي ادراكي» است. در واقع افازي حاصل آسيب هاي مغزي و قطع جريان خون به مغز است كه شدت و ضعف دارد.  ممكن است همراه آن ناتواني جسمي نيز مشاهده شود كه رايج ترين آن فلجي اعضاي بدن است كه معمولاً سمت راست بدن شخص به آن مبتلا مي شود. اين نارسايي نيز با برنامه صحيح توان بخشي برطرف مي شود. برترين و مؤثرترين راه درماني براي افراد افازيك ترتيب برنامه صحيح گفتار درماني توسط متخصصين اين رشته است.    
درمان نارسايي هاي تكلمي مدت زمان زيادي مي طلبد و به صبر و حوصله زياد نيازدارد.
 لكنت زبان
اختلال تكلم در افراد ممكن است كه علل مختلفي داشته باشد. ناشنوايي، عقب ماندگي ذهني، ضايعات مغزي (افزي)، وجود نارسايي دردستگاه صوتي كه هركدام  به نوعي در نارسايي تكلم و گفتار مؤثر هستند.
لكنت زبان به عنوان يك عارضه همواره توجه ديگران را به خود جلب كرده و فرد مبتلا به لكنت، از داشتن اين نقص رنج مي برد. كودكان درسنين فراگيري تكلم به آن مبتلا مي شوند و تشديد اين نقص گفتاري در سنين 2 تا 7 سالگي بيشتر ديده شده است. معمولاً در دو دوره زندگي كودك اين نقص بيشتر مشاهده مي شود. يكي در آغاز فراگيري گفتار و ديگري هنگام ورود به مدرسه. از علايم لكنت مي توان به تكرار برخي حروف بخصوص ساخت آغازين كلمه، توقف و مكث در هنگام تكلم و فشار آوردن در تكرار بعضي از حروف و كلمات دشوار، اشاره كرد.
عوامل مؤثر در پيدايش لكنت
مشكلات خانوادگي و اجتماعي، الگوي غلط و يا ترس هاي ناگهاني ممكن است فرد را به لكنت مبتلا كند. بيشتر والدين از وجود لكنت در فرزندانشان احساس نگراني مي كنند و واكنش نامعقول آنان در مقابل اين عارضه تأثير منفي در روحيه كودك مي گذارد و حتي ممكن است اين نقص تكلمي را تشديد نمايد. خجالتي بودن كودك نيز مي تواند يكي از علل ابتلا به اين عارضه باشد. دو زبانه بودن محيط زندگي كودك نيز در ايجاد لكنت زبان مؤثر است.

راه هاي درمان لكنت
براي درمان لكنت مهم ترين راه، خود درماني است. به اين طريق كه فردي كه دچار لكنت است بايد كم رويي و كم حرفي را كنار گذاشته و از صحبت كردن ميان جمع ابايي نداشته باشد. از ديگر روش ها گفتار درماني است. گفتار درماني در مورد افرادي كه به دلايل فيزيكي، رواني و محيطي و يا هر علتي قادر به تكلم صحيح و روان نيستند انجام مي شود. به هرحال درمان نارسايي هاي گفتاري زماني طولاني مي طلبد و بزرگسالان در مراحل درمان بايد صبر و حوصله به خرج دهند تا فرد از ادامه درمان منصرف نشود و به مرحله قبل از درمان منصرف نشود و به مرحله قبل از درمان بازنگردد. عكس العمل نامعقول اطرافيان ممكن است اميد به بهبودي را در فرد كاهش دهد و حتي وي را به همان الگوي نارسايي بازگرداند.

  
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه